سلامی چو بوی خوش آشنایی
با خود زمزمه داشتم که :
چقدر هر روز و هر لحظه با پای دل رفتم در مهد آمادگی تا در کلاس معرفت ثبت نام کنم؟ ولی هر بار از همان جلو در ردم کردند و گفتند برو با بزرگترخود ت بیا !منم برگشتم و آمدم در خلوت دل گریه کردم ، زاری کردم ، تا صبح نالیدم و به خود پیچیدم ولی جوابی نشنیدم ! آخ که فکر بی کسی چقدر سخت و شکننده است. آقا جان ، مولای من تا کی بی بزرگتر به مکتب رفتن و بی جواب برگشتن؟ تاکی رنگ زرد بی کسی را تحمل کردن ؟ تا کی گشنه و تشنه قدم در برهوت بی کسی زدن؟تا کی غم غربت تنهایی را چشیدن ؟عمریست که جمعه هار ا به شنبه ها به امید جمعه ی بعدی وصل کردم و به انتظار نشستم ! نا شکر نیستم ، منت انتظارت را میکشم ولی با تیغ طعنه حریفان زنگی مست چه کنم؟آقا جان من آسمان و زمین و خودت را شاهد میگیرم که هر روز صبح از خواب که بر میخیزم کتاب و سجاده و دلم را میگیرم و به دم در مهد تو میآیم به امید آنکه مرا یه داخل راه بدهند و ثبت نام کنند! مولا جان میشود روزی کارت ثبت نام من را با عکسم و با مشخصات کاملم به دستم بدهند ؟ و نگهبان جلو ورود مرا به حرم امن الی راه بدهد؟ آخ که چه کیفی خواهم کرد آنروز که آن کارت را رو سینه ام نصب کنم و از سر شوق سر سنجاق کارت را تو دلم جا خواهم داد . آقاجان هر روز صبح تا شام منتظرم که اشاره ای بفرمایی ، قول میدم که مثل بچه آدم بیام ، مرتب و منظم، یه لحظه حواسم پرت نشه ...منتظرم...
مولای من یه بغل دفتر مشق دارم که حرف هایم را در آن ها نوشته ام و چقدر دلم میخواهد که آنها را غلط گیری کنی و خط بزنی ، کسی تا بحال حتی یک صفحه اش را ندیده آخه چشم هر نا محرم قابل اعتماد نیست ، چه صبح های جمعه که گریه کردم و مشق کردم و خواندم و حفظ کردم به امید آنکه بعد از ظهرش تو جلسه از من بپرسی و مشق هام را ببینی و من هم نشان همه بدهم و افتخار کنم ، آخ که چه شیرین است یاد با شما بودن حتی یک لحظه ، چقدر آرزو دارم که یکروز در جلو صف منتظرانت بایستم و بینم که نفر اولم ، حسود نیستم که دیگران نفر اول باشند ولی این آرزو ی من است چکار کنم هرکس دلش یه جاست من هم دلم را تو صف کلاس اولی های مهد شما جا گذاشتم تا شاید قبولش کنی . مولای من اگه یه روز دلمو تو صف زیر پا له کنند له شده اش را در خانه ات میارم تا تیمارش کنی، دست مبارکتو روش بکشی و آرزوشو بر آورده کنی ، اگه بدانم اینجور میشه عمدا اونو زیر پا میذارم و میارمش تا آرام و قرار بگیره و بدانه که منم بفکرش هستم .
نوشته شده توسط مصطفی فرد در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 ساعت 14:35 موضوع نجوای همه ی عاشقان | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند
احمدي نژاد را تنها نمي گذاريم(اعتراض به توهين صانعي)
مولودی ( امام جواد (ع) )
اغتشاشگران را شناسایی کنید
وفات حضرت معصومه (س)
مداحی ( وفات حضرت معصومه (س) )
مولودي (17 ربيع الاول)
مداحي ( شهادت امام رضا(ع) )
مداحي ( رحلت رسول اكرم(ص) و امام حسن مجتبي (ع) )
مداحی ( ایام محرم )
درباره وبلاگ

ورود شما را به وبلاگ انتظارظهور خوش آمد می گویم . امیدوارم از دیدن وبلاگ لذت ببرید .
التماس دعا
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
بی پروا با حضرت مولا
شرح حال ، زندگینامه و کرامات صالحین شیعه
آقا تو را می خواهند
مقایسه دولت حضرت مهدی(ع)با رجعت امام حسین (ع)
نجوای همه ی عاشقان
دعا برای فرج
مهدی کیست ؟
تو بهانه هر عاشق
دلایل تاخیر در فرج
وحدت و قرآن
17ربیع الاول
امام زمان
23 ربيع الاول
نوشته های سبز
به او بگویید
علت طولانی شدن زمان غیبت
ولادت امام حسن عسگری(ع)
رحلت حضرت معصومه (س)
باور کردن امام زمان(عج) و تمام شدن غیبت او
مداحی
آزاد سازی خرمشهر
مولودی
رحلت حضرت امام خمینی (ره)
واقعه 15 خرداد
ایام فاطمیه
31 خرداد(سالگردشهادت دکترمصطفی چمران)
قرآن کریم
درددل باآقا
آشنایی باعلمای شیعه
اعمال خشنودی حضرت
خاطرات مقام معظم رهبری
درس نامه امام صادق (ع)
روز معلم
تسلیت به امام زمان(عج)
ولادت حضرت زهرا(س)
اعمال ماه مبارک رجب
مبعث حضرت محمد (ص)
فضیلت ماه شعبان و اعمال آن
دانلود دعای ربنا
نواهای مخصوص به امام زمان(عج)
روز عرفه
با شهدا
ایام الله 22 بهمن
بیعت نیروی هوایی
انقلابی دیگر در ایران
مردم مظلوم فلسطین
خاطرات علما و شهدا
سخنان مقام معظم رهبری
مردم مظلوم فلسطین
تظاهرات در تهران
منتظران ظهور
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات